ميرزا حسين النوري الطبرسي

62

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

مفيد « 1 » و غير ايشان ، « 2 » كيفيّت ولادت را به چند سند صحيح و غير آن از حكيمه روايت نمودند و صدوق آن را به دو سند عالى روايت كرده است . يكى از موسى بن محمّد بن قاسم بن حمزة بن موسى بن جعفر عليهما السّلام ، از حكيمه دختر حضرت جواد عليه السّلام ، ديگرى از محمّد بن عبد اللّه از حكيمه خاتون و اصل مضمون يكى است ، و لكن چون ثانى ابسط بود ، خبر را به لفظ او ذكر مىكنم با اشاره به فارق با بعضى ديگر در محلّ خود . محمّد بن عبد اللّه گفت : « رفتم خدمت حكيمه خاتون ، دختر حضرت جواد عليه السّلام بعد از وفات حضرت عسكرى عليه السّلام كه سؤال كنم از او ، از حال حجّت عليه السّلام و آن چه اختلاف كردند مردم در آن از تحيّرى كه در آن بودند ، پس به من گفت : « بنشين ! » آنگاه گفت : اى محمّد ! به درستى كه خداى تعالى خالى نمىگذارد زمين را از حجّت ناطقه يا ساكت و قرار نداده آن را در دو برادر بعد از حسن و حسين عليهما السّلام به جهت فضيلت دادن حسن و حسين عليهما السّلام و تنزيه آن دو بزرگوار از اين كه بوده باشد در زمين ، عديلى براى ايشان . و به درستى كه خداى تعالى مخصوص فرمود فرزندان حسين عليه السّلام را بر فرزندان حسن عليه السّلام چنان چه اختصاص داد فرزندان هارون را بر فرزندان موسى عليه السّلام هر چند موسى عليه السّلام حجّت بود بر هارون . پس فضل براى فرزندان حسين عليه السّلام است تا روز قيامت و چاره‌اى نيست امّت را از حيرتى كه به شك بيفتند در آن ، اهل باطل و نجات يابند در آن اهل حق تا اين كه نبوده باشد براى خلق بر خداوند حجّتى و به درستى كه حيرت الآن آن چيزى است كه واقع شده بعد از حسن عليه السّلام . » گفتم : اى خاتون من ! آيا براى حسن عليه السّلام فرزندى بود ؟ تبسّم نمود و فرمود : « اگر براى حسن عليه السّلام فرزند نباشد ، پس حجّت كيست بعد از او ؟

--> ( 1 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 351 . ( 2 ) . روضة الواعظين ، ص 256 - 257 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 11 .